يكباري به همكارم در محل كار قبليم، يك ميليون قرض دادم گفتش كه سرهفته بهت برميگردونم.
من نگران نبودم؛ چرا كه تا سر ماه هم اون پول رو لازم نداشتم. اما نه اينكه اصلاً لازمش نداشته باشم.
حقوق دو ماهمون رو كه به تأخيرافتاده بود يك جا داده بودند و اين همكار ما هم ميخواست خانهاي در كرج بخرد و پول لازم بود.
گفت به محض اجاره دادن خونه پولت رو بر ميگردونم كه بنا به گفتهاش دو سه روز و نهايتش ده روز طول ميكشيد.
هنوز كه هنوزه يك سال و چند ماه ميگذره و اين موضوع براي من به يك خاطره تلخ بدل شده.
چرا كه هر بار كه ميخوام به كسي پول قرض بدم، دست و دلم ميلرزه كه مبادا به خاطر بازپسگيريش بايد تلاش كنم.
آخه ميدونيد چيه؟
من متنفرم از به رو آوردن طلبم؛ بخصوص اگر جنبه مالي داشته باشه.
طلبي اگر تو داري، به طلب رسان خدا را
كه در اين خرابه دستي به طلب رساند ما را
سر اگر طلب نمودش ز من گشاده و مست
تن و جان فدا نمايم صنم گريزپا را
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازگويه انديشه شما: