۱۳۸۷ بهمن ۲, چهارشنبه

هماهنگي

اين چندوقته از هرچي هماهنگي و يكپارچگي و اتحاده بدم مياد. اصلا به كلمه "هماهنگي" حساسيت پيدا كردم. دانشگاه مي‌ري ميگن با هم هماهنگ باشيم جلوي استادا تا كار زيادي بهمون ندن. سركار مياي مي‌گن باهم متحد باشيم و اعتراض كنيم به ساعات كار جديد تا اينقدر بهمون زور نگن. جالبه كه اين دو گروه از نظر سني كاملاً با هم متفاوتن.

بندگان خدا مردم ما اونقدر شكستهاي سياسي و انتخاباتي خوردن و اونقدر عقده‌هاي سركوب‌شده و اعتراضات مدني و به حق عنوان‌نشده يا به‌زور كتمان‌مانده دارند كه محل كار و تحصيل رو با حكومت اشتباه گرفتن و ميخوان عقده‌هاي اعتراضات مدني و بعضاً‌ انقلابي رو جاهاي ديگه خالي كنن.

بابا خيالتون رو راحت كنم؛ نه دانشگاه‌هاي دولتي كشورمون براي دانشجويان، يك محيط مدني و دموكراتيه و نه محيط كار يك شركت خصوصي. بنابراين دست از سر كچل من برداريد و اينقدر سعي نكنيد به من بقبولونيد كه ما بايد با هم هماهنگ باشيم تا ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازگويه انديشه‌ شما: