نميدونم چرا صدا و سيما اصرار داره به "اساماس" بگه پيامك در حاليكه به "telephone" ميگه "تلفن".
اصرار داره به "ايميل" بگه "پست الكترونيكي" در حاليكه "پست" همون "post"ـِه.
اصرار داره به "IT" بگه فناوري اطلاعات اما نه فنش پارسيه نه اطلاعاتش.
اصرار داره به "سيستم" بگه "سامانه" در حاليكه به "اتوبوس" ميگه "اتوبوس"
جالبه كه همه گويندههاش هم اول گزينه غيرفارسياش رو ميگن و بعد اصلاح ميكنن.
اساماس اساماسه؛ همونجور كه اتوبوس، اتوبوسه و كامپيوتر، رايانه نيست.
البته اين خوبه كه بخوايم زبان پارسي رو از ورود واژههاي غيرپارسي حفظ كنيم تا دستنخورده و بكر بمونه اما وقتي كه نميشه تو اين دوره زمونه دو جمله پارسي سليس حرف زد، چه اصراري به حفظ ظاهره. به نظر ميرسه اگر واقعاً هدف اعتلاي زبان و ادب پارسي (كه فكر نميكنم باشه:) بايد راهكاري بنيادي براي اين هدف در نظر گرفت.
اشكال اصلي اينه كه اين كلمات پارسي مورد استفاده فرهنگسراي زبان و ادب، بعد از دهان به دهان گشتن معادل انگليسيشون منتشر ميشه و ديگه كار از كار گذشته و حالا هرچي تو صدا و سيما به هليكوپتر بگن چرخبال؛ كيه كه توجه كنه.
براي حفظ همين ظاهر هم كه شده، ميبايست حتماً با حوزههاي مختلف علمي ارتباط برقرار كنند و دستاوردهاي آتي اون حوزه رو شناسايي و قبل از اينكه اون واژهها رسانهاي بشه و مردمي، واژههاي ساخت خودشون رو جايگزين كنن. اونوقته كه شايد بشه اميدوار بود كه همه به كامپيوتر بگن رايانه.
نمونهاش رو ميشه همين "بنياختهها" يا "سلولهاي بنيادي" رو آورد كه اگرچه هيچكس بهش نميگه "بنياخته" به خاطر اينكه از قبل به "سلول" نميگفتن "ياخته"، اما لااقل كلمه "stem"اش تو واژگان پارسي نيومد و همون "بنيادي" قشنگ جايگزينش شد.
اصرار داره به "ايميل" بگه "پست الكترونيكي" در حاليكه "پست" همون "post"ـِه.
اصرار داره به "IT" بگه فناوري اطلاعات اما نه فنش پارسيه نه اطلاعاتش.
اصرار داره به "سيستم" بگه "سامانه" در حاليكه به "اتوبوس" ميگه "اتوبوس"
جالبه كه همه گويندههاش هم اول گزينه غيرفارسياش رو ميگن و بعد اصلاح ميكنن.
اساماس اساماسه؛ همونجور كه اتوبوس، اتوبوسه و كامپيوتر، رايانه نيست.
البته اين خوبه كه بخوايم زبان پارسي رو از ورود واژههاي غيرپارسي حفظ كنيم تا دستنخورده و بكر بمونه اما وقتي كه نميشه تو اين دوره زمونه دو جمله پارسي سليس حرف زد، چه اصراري به حفظ ظاهره. به نظر ميرسه اگر واقعاً هدف اعتلاي زبان و ادب پارسي (كه فكر نميكنم باشه:) بايد راهكاري بنيادي براي اين هدف در نظر گرفت.
اشكال اصلي اينه كه اين كلمات پارسي مورد استفاده فرهنگسراي زبان و ادب، بعد از دهان به دهان گشتن معادل انگليسيشون منتشر ميشه و ديگه كار از كار گذشته و حالا هرچي تو صدا و سيما به هليكوپتر بگن چرخبال؛ كيه كه توجه كنه.
براي حفظ همين ظاهر هم كه شده، ميبايست حتماً با حوزههاي مختلف علمي ارتباط برقرار كنند و دستاوردهاي آتي اون حوزه رو شناسايي و قبل از اينكه اون واژهها رسانهاي بشه و مردمي، واژههاي ساخت خودشون رو جايگزين كنن. اونوقته كه شايد بشه اميدوار بود كه همه به كامپيوتر بگن رايانه.
نمونهاش رو ميشه همين "بنياختهها" يا "سلولهاي بنيادي" رو آورد كه اگرچه هيچكس بهش نميگه "بنياخته" به خاطر اينكه از قبل به "سلول" نميگفتن "ياخته"، اما لااقل كلمه "stem"اش تو واژگان پارسي نيومد و همون "بنيادي" قشنگ جايگزينش شد.
كاملاً موافقم.
پاسخ دادنحذفالبته با شيوهاي كه ابتدا به كار گرفتهبودي متفاوته :)
موبايل = تلفن همراه هم خيلي جالبه. چه فرقي داره تلفن با موبايل؟!