واي كه چه لذتي داشت ديدن مراسم تحليف اوباما!
باورم نميشد كه از وجود اين همه آدم تو مراسم تحليف رئيس جمهور يك كشور ديگه، فرسنگها اونورتر، اينقدر ذوقزده بشم. با اينكه كاملاً اتفاقي تونستم مراسم تحليف رو ببينم تا آخرش نشستم ديدم و از اون همه شور و هيجان ناشي از دموكراسي به وجد اومدم.
اين دومين باريه كه اذعان ميكنم واقعاً مجذوب اوباما شدم. اولين بار زماني بود كه سخنراني بعد از انتخابش رو ديدم كه با چه قدرت و ابهتي حرف ميزد و دومين بار هم سخنراني زمان تحليفش بود. خيلي وقت بود كه جاي يه همچين شخصيتي تو عالم سياست خالي بود.
متن سخنرانياش هم واقعاً وجدبرانگيز بود و حس متعالياي به انسان ميداد كه هنوز ميشه به اين انسان سياستزده قدرتطلب تو اين دنياي پراز دروغ و خشونت، اميدوار بود.
در مقابلش و به فاصل 24ساعت قبل از اين اتفاق بسيار تاريخي، همين نزديكيها، اتفاقي به واقع توهينآميز و مسخره بوقوع پيوست كه حتي پرداختن بهش شرمآور و حزنانگيزه. واقعهاي كه نشون ميده يك حكومت تماميتخواه بياعتقاد به نظر مردم، چگونه مقابل يك برنامه منتقدانه ورزشي قدعلم ميكنه و حتي حاضر نيست به رأي مردم تو اين برنامه ساده شبانه احترام بگذاره. برنامهاي كه نه با نظام كار داره و نه با مذهب و نه با حكومت و به طور تخصصي به ورزش فوتبال و حواشي اون ميپردازه.
شايد كم كم بايد منتظر اين باشيم كه راجع به فوتبال حرف زدن و راجع به سازمان تربيتبدني حرف زدن هم بياد تو جزء مقولات تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه نظام!
وقتي سخنراني اوباما رو به ياد ميآرم غبطه ميخورم به انسان بودنم و در مقابل وقتي ياد سخنراني كه نه، حرفپراني سياستمداراي خودمون ميافتم، شرمگين ميشم از مخاطب قرارگرفتنم.
باورم نميشد كه از وجود اين همه آدم تو مراسم تحليف رئيس جمهور يك كشور ديگه، فرسنگها اونورتر، اينقدر ذوقزده بشم. با اينكه كاملاً اتفاقي تونستم مراسم تحليف رو ببينم تا آخرش نشستم ديدم و از اون همه شور و هيجان ناشي از دموكراسي به وجد اومدم.
اين دومين باريه كه اذعان ميكنم واقعاً مجذوب اوباما شدم. اولين بار زماني بود كه سخنراني بعد از انتخابش رو ديدم كه با چه قدرت و ابهتي حرف ميزد و دومين بار هم سخنراني زمان تحليفش بود. خيلي وقت بود كه جاي يه همچين شخصيتي تو عالم سياست خالي بود.
متن سخنرانياش هم واقعاً وجدبرانگيز بود و حس متعالياي به انسان ميداد كه هنوز ميشه به اين انسان سياستزده قدرتطلب تو اين دنياي پراز دروغ و خشونت، اميدوار بود.
در مقابلش و به فاصل 24ساعت قبل از اين اتفاق بسيار تاريخي، همين نزديكيها، اتفاقي به واقع توهينآميز و مسخره بوقوع پيوست كه حتي پرداختن بهش شرمآور و حزنانگيزه. واقعهاي كه نشون ميده يك حكومت تماميتخواه بياعتقاد به نظر مردم، چگونه مقابل يك برنامه منتقدانه ورزشي قدعلم ميكنه و حتي حاضر نيست به رأي مردم تو اين برنامه ساده شبانه احترام بگذاره. برنامهاي كه نه با نظام كار داره و نه با مذهب و نه با حكومت و به طور تخصصي به ورزش فوتبال و حواشي اون ميپردازه.
شايد كم كم بايد منتظر اين باشيم كه راجع به فوتبال حرف زدن و راجع به سازمان تربيتبدني حرف زدن هم بياد تو جزء مقولات تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه نظام!
وقتي سخنراني اوباما رو به ياد ميآرم غبطه ميخورم به انسان بودنم و در مقابل وقتي ياد سخنراني كه نه، حرفپراني سياستمداراي خودمون ميافتم، شرمگين ميشم از مخاطب قرارگرفتنم.
حالا چرا غبطه؟ يعني حسوديات ميشود؟! به انسان بودنت؟
پاسخ دادنحذفنميفهمم!