۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه

نيك‌آهنگ پرسشگر، يك تنه مي‌تازد!

آقاي نيك‌آهنگ، پياده شو با هم بريم. تنهايي بده.
ببين كارمون به كجا كشيده كه نيك‌آهنگ كوثر شده منتقد و روشنفكرمون و براي ما راهكار و نظر ارائه مي‌ده (البته من كه راهكاري نديدم تو حرفاش)؛ منظورم اصلاً اين نيست كه اون يا كس ديگه نبايد نظر بدن اما نظرم اينه كه آدما بايد حد و حدود خودشون رو بدونن و همينجوري براي بقيه نسخه تجويز نكنن.

مثلاً همين آقاي نيك‌آهنگ كوثر اينقدر تو بوق و كرنا كرده كه پرسش دارم از اصلاح‌طلبها و براي ما شده اصلاح‌طلب‌تر از هر اصلاح‌طلبي كه آدم ميمونه اين قبلاً كجا بوده؛ رفته اونور زبونش باز شده يا اينور هم بود زبون داشت ولي جرأت ابراز نداشت.
خودش رو هم زياد مهم فرض كرده؛ پرسشهاش هم خيال كرده خيلي اساسيه و خودش همه رو تازه فهميده؛ هيچ كس ديگه هم به ذهنش خطور نميكرده كه به خاتمي و اصلاح‌طلبها از اين گيرها بده. چندوقت يكبار هم كيهاني ‌ها رو تهديد ميكنه به كشيدن كاريكاتور شريعتمداري. آخرش هم ورميداره يا كاريكاتور احمدي‌نژاد رو ميكشه يا كاريكاتور خاتمي رو.

پرسشهاش هم كه سروته ندارند. تو يه پست ميگه "من سؤال دارم يكي به سؤالام جواب بده اگه راست ميگه". تو پست بعديش ميگه "دوستان ازم خواستن سؤال نكنم. چرا نبايد سؤال كنم؟ نه من هيچوقت منصرف نميشم." آخرش هم چهارتا سؤال راجع به اعدامهاي قديم و سكوتهاي جديد و ... مي‌پرسه و هيچي به هيچي؛ با تقاضاي بقيه هم كه ميگن بي‌خيال شو فكرميكنه زده تو خال و بيشتر ذوق ميكنه و جوگير ميشه و دوباره از نو تكرار مكررات.

واقعاً نمي‌دونم هدفش چيه و چه منظوري داره؟‌ آيا به دنبال روشنگريه يا چي؟ فقط از شيوه‌اي كه اتخاذ كرده اصلاً خوشم نمياد؛ خيلي مغرورانه و جاهلانه‌اس. حكايت يه بچه دماغويي رو داره كه يه چيزايي رو ديده يا شنيده و هي بالا و پايين ميپره و ميگه من ديدم؛ من ديدم. بابا فقط تو نيستي كه اينقدر كارت درسته و فكر ميكني سؤالات منطقين؛ اما كساي ديگه لابد يه چيزي ميدونن كه هي مثل تو اينقدر بالا و پايين نمي‌پرن؛ شايد منفعتي توش نمي‌بينن كه سكوت پيشه كردن. كاملاً هم مشخصه كه نه خاتمي و نه هيچ اصلاح‌طلب يا غيراصلاح‌طلبي كه تو اين نظامه نمياد به گندهايي كه قبلاً زده اعتراف كنه يا به اونها پاسخي كه من و تو ميخوايم بده. حتي اونايي كه مثل تو اونور هستن و هركدومشون يه گندي زدن به اين مملكت هم طفره مي‌رن از پاسخ گفتن (مثل گفتگوي بي‌بي‌سي فارسي با سازگارا و ابراهيم يزدي) حالا چه انتظار داري از كساني كه اينجان و يا مترصد منفعتي هستند يا در ترس از ضرري.

عزيز من! شما آزادي؛ قبول! جوگير هم شدي؛ باز هم قبول! هرچقدر كه دوست داري نقد كن و هرچقدر كه دوست داري سؤال بپرس. اصلاً هم نميخواد انصراف بدي. مطمئن باش نه كسي با حرفهاي تو نظرش عوض ميشه نه جرقه‌اي تو ذهنش مي‌زنه. اما مراقب باش از هول حليم نيفتي توي ديگ. با چهارتا كاريكاتور ساده و مدت‌دار كه محتوا و عمقش در حد يك بند انگشت بيشتر نيست، به خودت غره شدي و خيال كردي چه خبره. حالا گيريم رشته روزنامه‌نگاري هم تو آمريكا ميخوني و چهارتا كنفرانس معتبر هم دعوتت ميكنن. لبته نه اينكه بخوام بگم حرفات نادرسته يا نابجاست؛ اصلاً هم نميخوام بهت بقبولونم كه الان وقت انتقاد و پرسش نيست. چون اصلا اعتقادي بهت اثرگذاري حرفات ندارم. هرچقدر ميخواي بالا و پايين بپر.


مانا نيستاني هم كاريكاتور ميكشه (مثلاً همين كاريكاتورهاي جديدش درباره مواداعلاميه حقوق بشر كه واقعاً فوق‌العاده است) نيك‌آهنگ كوثر هم كاريكاتور ميكشه؛ اما اين كجا و آن كجا. عمق و محتواي كاريكاتورهاي نيك‌آهنگ كوثر فراتر از گيرهاي روزمره‌اي كه به احمدي‌نژاد يا خاتمي مي‌ده نيست ولي با كلي هياهو و منم منم هاي پرطمطراق چنان اونها رو در بوق و كرنا كرده كه انگار شده گل آقاي از گور برخاسته اما از اونطرف مانا نيستاني بي‌سروصدا و فارق از هياهوي سياست و روزمرگي، چنان كاريكاتورهاي تأثيرگذار و ماندگاري ميكشه كه پيامش تو ذهن آدم حك مي‌شه.

واقعاً چرا يكي مثل نيك‌آهنگ كوثر كه به نظر نمي‌رسه ظرفيتش بيشتر از توجه به كاريكاتورهاش باشه اينقدر بايد گمان كنه كه منتقد روشنفكريه براي خودش و از نظر رسانه‌اي اينقدر تو بورس باشه در حاليكه يكي مثل مانا نيستاني، به خاطر يك كاريكاتور ساده از يك مگس، چنين گوشه‌نشين؛ البته شايد اين انتخاب خودش باشه اما به نظر من اين نيك‌آهنگ كوثر يه چيزيش شده؛ يا آب و هواي اونور زيادي بهش ساخته يا آب و هواي اين ور زياد براش نامطلوبه.

۱ نظر:

بازگويه انديشه‌ شما: