در وهله اول از شنيدن نام "اصلاح الگوي مصرف" براي سال 1388، بسيار خوشحال شدم كه يك شعار اقتصادي و هوشمندانه در سرلوحه تصميمات كلان كشور قرار گرفته است و بيمناسبت با بحران اقتصادي جهاني نيست اما با اين تصميم و نيز ادامه پيامهايي كه شنيدم تازه متوجه شدم كه سمت و سوي ماجرا بيشتر سمت مردم است تا دولت.
بعد از انتشار اين پيام، پردههاي نصبشده در سطح شهر، توجهم را بيشتر از پيش جلب كرد. در اتوبان همت به ازاي هر ده متر، يك پرده نصب شده بود با مضمون همين شعار و اين نشان ميدهد كه شهرداري بدجور به دنبال استقبال از اين پيام است! دولت نيز به قيافهاش نميخورد كه بخواهد لحظهاي از شيوه اقتصادي اتخاذشده در گذشته (يعني حيف و ميل كردن پول بدون حساب و كتاب) دست بردارد بنابراين در اين ميان تنها اين مردم ميمانند (گويا مخاطبان اصلي پيام نيز آنان بودند) كه اين پيام را جدي گيرند تا شايد اصلاحي درافتد؛ در حالي كه مردم انتهاي ماجرا هستند و اصلاح بايد از خود آغاز شود.
حال به واقع، آيا تنها مردم هستند كه بايد الگوي مصرف خود را تغيير دهند؟ با توجه به اينكه شكوفايي اقتصادي با توليد بيشتر و به فراخور آن، مصرف بيشتر عجين است، آيا اصلاح الگوي مصرف در خوراك و پوشاك و تفريح، كشور را متحول خواهد كرد و از چاله كنوني به در خواهد كرد؟
با اين اوصاف و نيز با خبر تعطيلي يك روزنامه و همچنين با سخنان جديد رئيسجمهور در اولين جلسه هيئت دولت در سال 1388 مبني بر اقدام ضربتي براي كاهش مصرف در ايران، نه تنها نبايد انتظار اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از اسرافها و ريختوپاشها و بيبرنامگيهاي پرهزينه در سازمانهاي دولتي و وابسته به دولت داشت بلكه بايد منتظر ماند تا تصميمات عجيب و غريبي براي مردم گرفته شود تا كمتر بخورند و بياشامند و بپوشند تا دولتيان بتوانند كمافيالسابق بيشتر اسراف كنند.
بعد از انتشار اين پيام، پردههاي نصبشده در سطح شهر، توجهم را بيشتر از پيش جلب كرد. در اتوبان همت به ازاي هر ده متر، يك پرده نصب شده بود با مضمون همين شعار و اين نشان ميدهد كه شهرداري بدجور به دنبال استقبال از اين پيام است! دولت نيز به قيافهاش نميخورد كه بخواهد لحظهاي از شيوه اقتصادي اتخاذشده در گذشته (يعني حيف و ميل كردن پول بدون حساب و كتاب) دست بردارد بنابراين در اين ميان تنها اين مردم ميمانند (گويا مخاطبان اصلي پيام نيز آنان بودند) كه اين پيام را جدي گيرند تا شايد اصلاحي درافتد؛ در حالي كه مردم انتهاي ماجرا هستند و اصلاح بايد از خود آغاز شود.
حال به واقع، آيا تنها مردم هستند كه بايد الگوي مصرف خود را تغيير دهند؟ با توجه به اينكه شكوفايي اقتصادي با توليد بيشتر و به فراخور آن، مصرف بيشتر عجين است، آيا اصلاح الگوي مصرف در خوراك و پوشاك و تفريح، كشور را متحول خواهد كرد و از چاله كنوني به در خواهد كرد؟
با اين اوصاف و نيز با خبر تعطيلي يك روزنامه و همچنين با سخنان جديد رئيسجمهور در اولين جلسه هيئت دولت در سال 1388 مبني بر اقدام ضربتي براي كاهش مصرف در ايران، نه تنها نبايد انتظار اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از اسرافها و ريختوپاشها و بيبرنامگيهاي پرهزينه در سازمانهاي دولتي و وابسته به دولت داشت بلكه بايد منتظر ماند تا تصميمات عجيب و غريبي براي مردم گرفته شود تا كمتر بخورند و بياشامند و بپوشند تا دولتيان بتوانند كمافيالسابق بيشتر اسراف كنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازگويه انديشه شما: