اگر يه نگاهي به لغتنامه دهخدا انداخته بشه، جلوي يكي از لغتهاي "جمهور" نوشته شده: توده، گروه، همه مردم؛ و فردي كه توسط مردم انتخاب شده باشه رو "رئيس جمهور" اطلاق ميكنند.
حالا نميدونم اين عبارت مندرآوردي "رئيس جمهور مردمي" از كجا و چگونه باب شده. به نظر ميرسه چون ميدونن كه ممكنه بعضي رئيسجمهورها توسط مردم انتخاب نش، جهت تأكيد بيشتر، كلمه "مردمي"رو جلوش ميگذارند؛ يا شايد هم چون مطمئنن كه اينجوري نيست، جهت فريب استفاده ميكنند.
پ.ن.: يادمه يه استاد داشتيم، وقتي ميخواست بگه s-curve، ميگفت منحني s-curve، من هم به بغل دستيم ميگفتم: لابد اين منحنياش، منحنيتره!
حالا نميدونم اين عبارت مندرآوردي "رئيس جمهور مردمي" از كجا و چگونه باب شده. به نظر ميرسه چون ميدونن كه ممكنه بعضي رئيسجمهورها توسط مردم انتخاب نش، جهت تأكيد بيشتر، كلمه "مردمي"رو جلوش ميگذارند؛ يا شايد هم چون مطمئنن كه اينجوري نيست، جهت فريب استفاده ميكنند.
پ.ن.: يادمه يه استاد داشتيم، وقتي ميخواست بگه s-curve، ميگفت منحني s-curve، من هم به بغل دستيم ميگفتم: لابد اين منحنياش، منحنيتره!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازگويه انديشه شما: