۱۳۸۷ تیر ۱۰, دوشنبه

فشار خنده و 5000تومان پول ناقابل

دقايق ابتدايي "بيژن و منيژه"
: اوووووو...............ق
اين صداي بالا آوردن انسان حين ديدن تئاتر(بهتر است بگويم هجوتئاتر يا تله‌تئاتر مناسبتي) بيژن و منيژه دككككككككككككتر محمود عزيزي عزيز است.


دقايق پاياني "بيژن و منيژه"
:هاهاهاها...............ها
اين صداي اتمام خنده‌هاي يك انسان ناراضي از تلف شدن وقت و حيف شدن 5000 تومان پول ناقابل بعد از اتمام تله‌تئاتر مناسبتي مذكور است.

به قول همسر عزيزم، ياد دوران تحصيل بخير كه سعي مي‌كرديم در كلاس درس جلوي خنده‌هايمان را بگيريم.

۲ نظر:

  1. يعني اينقدر بد بود؟

    پاسخ دادنحذف
  2. خودمو ميزارم جاي محمود عزيزي و فكر ميكنم اگه منم يه كاري ميكردم و بد از آب در ميومد ، با خوندم مطلبي درمورد كارم مثل اونچه كه شما نوشتي . چه حالي ميشدم !!
    قلم تندي داري ... با نوشتن اين مطلب ، تلافي 5000 تومن بعلاوه وقتي كه گذاشتي رو درآوردي ... تازه يه چيزي هم به اين بنده خدا بدهكار شدي !!

    پاسخ دادنحذف

بازگويه انديشه‌ شما: