نميدونم چرا هميشه حاشيه جاي متن رو ميگيره و صاحب محتوا بر محتوا ارجحيت داده ميشه.
انزجار من از فيلم اخراجيها ( چه 1 كه ديدمش از روي پرده سينما تا بفهمم مردم مملكتم به چي ميخندن و براي چي اينقدر دست و پا ميشكونن و چه 2 اش كه نديدم و به ديدنش نخواهم رفت) نه به خاطر كارگردانشه و تأسفم از اين فيلم نه به خاطر ركوردزني دوبارهاشه و تعجبم از ساخت دوباره و اكران جانبدارانهاش (تبليغات شديد تلويزيوني و ...) نه از روي احساساته.
واقعاً چه مهمه كه اخراجيها رو كي ساخته! نميدونم چرا اين همه وبلاگ نويس روشنفكر يا متفاوت از اقشار عامه، به جاي اينكه بيشتر به اصل موضوع منتقد باشن به فرع پرداخته اند كه از نظر من اينكه كارگردان اخراجيها كي بوده و چه سبقهاي داشته فرع ماجراست.
و چه مهمه كه اين فيلم چقدر فروش ميكنه يا كرده كه از نظر من پرفروشترين فيلم ايران تا اين لحظه، "مارمولكـ"ـه.
انزجارمن از فيلم اخراجيها بابت محتواي سخيف و مبتذل اين فيلمه كه يك دوريالي هم ارزش نداره چه برسه كه براي ديدنش تو صف خريد بليط بايستم. كل فيلمنامه رو (اگر چيزي با اين عنوان، وجود خارجي داشته باشه) ميشه تو يك صفحه گنچوندش بيهيچ كم و كاستي.
و تأسفم براي اينه كه مردم مملكتم براي ديدن چنين فيلم سطح پاييني كه صرفاً پره از اصطلاحات كوچه و بازاري و شوخيهاي عادي و روزمره اسام اسي و يا گاهاً لمپني، چنين دست و پا ميشكونن و حتي حاضراً ساعت 1 بامداد نيز به سينما برن.
تأسفم از اين همه سبكطلبي و مبتذلخواهيه. بيشتر از اين ناراحتم كه همچين فيلمهايي و نظير اون، اينچنين مورد استقبال عموم واقع ميشه و فيلمهايي مثل فيلمهاي بيضايي رو تحت الشعاع قرار ميده.
و تعجبم از اينه كه اين فيلم با اين شيوه روايتش و پرداختش به موضوعي چون دفاع مقدس كه هر كسي نميتونه دربارهاش فيلم بسازه و قلمفرسايي كنه و از نظر بسياري از بالانشينان قداست بالايي داره، چه جوري مجوز ساخت و اكران گرفته و تا به حال نه تنها به كسي (چه جبهه رفته و چه جبهه فرستاده) برنخورده كه هيچكس حتي جرأت نكرده كه كوچكترين نقدي (نه از باب هنري و سينمايي كه چيزي براي نقد كردن ندارد) از باب محتوا و موضوع عليه آن ايراد كنه.
واقعاً جامعه ما داره به كدوم سمت ميره؟ واقعاً گاهي تأسف ميخورم به حال خودم و امثال خودم ... اما باز هم ميگم كه همه چيز رو نبايد به حساب مردم نوشت. اونا ميخوان دوساعت بي غل و غش بخندند چه حالا براي فيلم سياسي-اجتماعي "مارمولك" باشه چه فيلم مبتذل و جلف "اخراجي ها"؛ اما همچنان متعجب و متأسفم از اين همه اشتياق. البته هميشه حس داييجان ناپلئوني يه كورسويي از اميد برام باقي ميگذاره كه شايد بازياي در كار باشه كه من از اون بيخبرم و الا چرا براي ديگر فيلمها، اكران شبانه وجود نداره؛ چرا سينماداران اين بدعت عجيب رو تنها براي اخراجيها اجرا ميكنن.
پ.ن.1: بايد بگم كه اگرچه اولش ناراحت بودم از اكران نشدن فيلم "درباره الي..." اما الان خوشحالم كه اين فيلم زيردست و پاي فيل "اخراجيها" با اين همه حمايتهاي علني له نشد.
پ.ن.2: تا به حال رسانه ملي براي كدوم فيلم اون هم در لحظه تحويل سال اين همه نوشابه باز كرده و كليه عوامل فيلم رو به برنامه تحويل سال دعوت كرده؟ من كه چيزي به ياد ندارم الا اخراجيهاي 2 كه برنامه تحويل سال 1388 شبكه 3 سيما دربست در اختيار اين فيلم و عواملش بود و يه جورايي كل فيلم رو پخش كرد. (نه اينكه اين فيلم داستان نداره، با پخش 10-12 صحنه از فيلم تا آخرش رو فهميدم.)
انزجار من از فيلم اخراجيها ( چه 1 كه ديدمش از روي پرده سينما تا بفهمم مردم مملكتم به چي ميخندن و براي چي اينقدر دست و پا ميشكونن و چه 2 اش كه نديدم و به ديدنش نخواهم رفت) نه به خاطر كارگردانشه و تأسفم از اين فيلم نه به خاطر ركوردزني دوبارهاشه و تعجبم از ساخت دوباره و اكران جانبدارانهاش (تبليغات شديد تلويزيوني و ...) نه از روي احساساته.
واقعاً چه مهمه كه اخراجيها رو كي ساخته! نميدونم چرا اين همه وبلاگ نويس روشنفكر يا متفاوت از اقشار عامه، به جاي اينكه بيشتر به اصل موضوع منتقد باشن به فرع پرداخته اند كه از نظر من اينكه كارگردان اخراجيها كي بوده و چه سبقهاي داشته فرع ماجراست.
و چه مهمه كه اين فيلم چقدر فروش ميكنه يا كرده كه از نظر من پرفروشترين فيلم ايران تا اين لحظه، "مارمولكـ"ـه.
انزجارمن از فيلم اخراجيها بابت محتواي سخيف و مبتذل اين فيلمه كه يك دوريالي هم ارزش نداره چه برسه كه براي ديدنش تو صف خريد بليط بايستم. كل فيلمنامه رو (اگر چيزي با اين عنوان، وجود خارجي داشته باشه) ميشه تو يك صفحه گنچوندش بيهيچ كم و كاستي.
و تأسفم براي اينه كه مردم مملكتم براي ديدن چنين فيلم سطح پاييني كه صرفاً پره از اصطلاحات كوچه و بازاري و شوخيهاي عادي و روزمره اسام اسي و يا گاهاً لمپني، چنين دست و پا ميشكونن و حتي حاضراً ساعت 1 بامداد نيز به سينما برن.
تأسفم از اين همه سبكطلبي و مبتذلخواهيه. بيشتر از اين ناراحتم كه همچين فيلمهايي و نظير اون، اينچنين مورد استقبال عموم واقع ميشه و فيلمهايي مثل فيلمهاي بيضايي رو تحت الشعاع قرار ميده.
و تعجبم از اينه كه اين فيلم با اين شيوه روايتش و پرداختش به موضوعي چون دفاع مقدس كه هر كسي نميتونه دربارهاش فيلم بسازه و قلمفرسايي كنه و از نظر بسياري از بالانشينان قداست بالايي داره، چه جوري مجوز ساخت و اكران گرفته و تا به حال نه تنها به كسي (چه جبهه رفته و چه جبهه فرستاده) برنخورده كه هيچكس حتي جرأت نكرده كه كوچكترين نقدي (نه از باب هنري و سينمايي كه چيزي براي نقد كردن ندارد) از باب محتوا و موضوع عليه آن ايراد كنه.
واقعاً جامعه ما داره به كدوم سمت ميره؟ واقعاً گاهي تأسف ميخورم به حال خودم و امثال خودم ... اما باز هم ميگم كه همه چيز رو نبايد به حساب مردم نوشت. اونا ميخوان دوساعت بي غل و غش بخندند چه حالا براي فيلم سياسي-اجتماعي "مارمولك" باشه چه فيلم مبتذل و جلف "اخراجي ها"؛ اما همچنان متعجب و متأسفم از اين همه اشتياق. البته هميشه حس داييجان ناپلئوني يه كورسويي از اميد برام باقي ميگذاره كه شايد بازياي در كار باشه كه من از اون بيخبرم و الا چرا براي ديگر فيلمها، اكران شبانه وجود نداره؛ چرا سينماداران اين بدعت عجيب رو تنها براي اخراجيها اجرا ميكنن.
پ.ن.1: بايد بگم كه اگرچه اولش ناراحت بودم از اكران نشدن فيلم "درباره الي..." اما الان خوشحالم كه اين فيلم زيردست و پاي فيل "اخراجيها" با اين همه حمايتهاي علني له نشد.
پ.ن.2: تا به حال رسانه ملي براي كدوم فيلم اون هم در لحظه تحويل سال اين همه نوشابه باز كرده و كليه عوامل فيلم رو به برنامه تحويل سال دعوت كرده؟ من كه چيزي به ياد ندارم الا اخراجيهاي 2 كه برنامه تحويل سال 1388 شبكه 3 سيما دربست در اختيار اين فيلم و عواملش بود و يه جورايي كل فيلم رو پخش كرد. (نه اينكه اين فيلم داستان نداره، با پخش 10-12 صحنه از فيلم تا آخرش رو فهميدم.)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازگويه انديشه شما: