۱۳۸۸ فروردین ۸, شنبه

پرفروش‌ترينهاي سينماي ايران

واقعيتش نمي‌دونم چرا شاخص تعيين پرفروش‌ترين فيلم در سينماي ايران، رقم ريالي فروش بليط سينماهاست؟
اگر منظور از پرفروش‌ترين فيلمها، فيلمهايي هستند كه مخاطب بيشتري رو روانه سينماها كردند به نظر من اين شاخص اصلاً اين رو نشون نمي‌ده. مخصوصاً وقتي كه بخواهيم فيلمهاي چندسال مختلف رو باهم مقايسه كنيم؛ چرا كه بسياري از چيزها نظير نرخ تورم و ميزان ارزش واقعي پول، روي اين شاخص اثرات انكارناپذيري مي‌گذارند؛ ضمن اينكه با توجه به كلاس سينماها و تفاوت مبلغ بليط اونها و همچنين تفاوت مبلغ سانسها و روزهاي مختلف هفته، به نظر نمي‌رسه كه اين شاخص، تمام و كمال ملاك خوبي براي پرفروش‌ترين فيلمها باشه. البته اگر ملاك صرفاً مباحث تجاري و ريالي از نظر آمار باشه باز هم بدون در نظر گرفتن ميزان هزينه‌اي كه بابت ساخت فيلمها شده، قياسشون با هم مع‌الفارقه.


به نظر من بهترين ملاك براي شناسايي پرمخاطب‌ترين فيلمها، شاخص تعداد تماشاگران فيلمهاست و اگر بخواهيم شاخص دقيق‌تري تعريف كنيم، درصد تعداد تماشاگران فيلمها به كل جمعيت فعال كشور (كه البته براي بسياري از فيلمها ممكنه رقم خيلي كوچيكي بشه)؛ كه البته بازهم زمان اكران و نيز استفاده از تبليغات رسانه ملي، فاكتورهاي بسيار حياتي‌اي در جلب مخاطبه.

بر اين اساس فكر نمي‌كنم هيچ فيلمي به پرفروشي فيلمهاي مدرسه موشها، كلاه‌قرمزي و مارمولك ناتمام باشه كه هر كدوم تو دوره‌هاي خودشون ولوله‌اي تو جامعه به پا كرده بودند؛ اگرچه واقعاً نمي‌تونم انزجار خودم رو درباره استقبال عجيب و غريب وباورنكردني مردم از دوگانه اخراجي‌ها و همچنين در نظر گرفتن سانس‌هاي شامگاهي‌اي تنها براي اين دو فيلم خاص توسط سينماداران (كه به نظر من خيلي عجيب مياد چرا كه براي فيلمي مثل مارمولك چنين اتفاق نادري نيفتاد و تنها اين بدعت از اخراجي‌ها آغاز شد) ابراز نكنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازگويه انديشه‌ شما: