واقعاً دلم ميخواد يك روزي، يكي از خبرنگاران صداوسيما به پستم بخوره (مخصوصاً از نوع بيست و سي و شبكه يكش) و چندتا حرف سنگين بارشون كنم تا بفهمن خبرنگاري يعني چيه و طرز برخورد با ملت چه جوريه. حالا خبرهاي كذبي كه درست ميكنن بخوره توي سرشون، اينا اونقدر بي ادب و بيمايهان كه حتي نميتونن احترام مصاحبهشونده رو نگه دارن.
از اولين خصوصيتهاي اين خبرنگاران بيادب تلويزيوني اينه كه هميشه با دوربين باز دنبال مردم ميفتن و اگر كسي علاقه نداشته باشه باهاشون همكلام شه يا تصويري ازش پخش شه، با كمال وقاحت، اون تيكه رو به عنوان جك و خنده و با حالتي حقبهجانب و تمسخرآميز پخش ميكنن كه نگاه كن طرف نخواسته با ما حرف بزنه.
اگر هم قضيه يه خورده پيچيدهتر باشه و فرد مصاحبهنشونده عصبي بشه و شروع كنه به داد و بيداد كه تصوير برندار، اين صحنهها رو به عنوان بيادبي شخص مصاحبهنشونده پخش ميكنند و اگر اون طرف كمي قلدر باشه و كار به برخورد فيزيكي ختم بشه كه ديگه نونشون تو روغن ميفته چرا كه قيافه مظلومي به خودشون ميگيرن و اين تصاوير رو به عنوان سختي كار خبرنگاري به نمايش ميگذارند.
دوم اينكه اگر كسي هم پيدا بشه كه باهاش مصاحبه كنن و اگر حرفهايي غير حرفهايي كه ميخوان بزنه، يا حرف ميذارن دهنش، يا تيكههاي مخصوصيش رو پخش ميكنن و يا پخشش نميكنن.
سوم اينكه اصلاً طرز برخورد با مردم رو بلد نيستند. مثلاً اون باري يكي شون داشت گزارشي از روز برفي ارائه ميكرد رفت سمت يك زن و شوهر مسن كه با بچهها و نوههاشون خوشحال و خندان اومده بودن تو برف قدم بزنن. با دوربين باز رفت سمتشون و بدون اينكه بپرسه كه آيا مايل به مصاحبه هستيد يا نه، نه گذاشت، نه برداشت، برگشت گفت: " مادر! ميبينم با اين سن و سال، تو اين برف اومدين بيرون چيكار!!؟" (با تمسخر و تعجب بخونيدش) زن و شوهر هم كه اولش شاد و شنگول لبخندزنان بودن و مراقب بودن كه سر نخورن، با اين جمله يه مقدار خودشون رو جمع و جور كردن و شوهره هم كه آرنج خانومش رو گرفته بود كه مبادا سر بخوره، دست خانومش رو رها كرد و از كادر دوربين به نشونه اعتراض رفت بيرون و نشون بده زنش ميتونه روپاش وايسه.
خلاصه اينكه خيلي نمكبه حرومن. من كه راضي نيستم از مالياتم و نفت مملكتم، ريالي و قطرهاي به دستشون برسه (كه متأسفانه بيشتر از اين حرفا ميرسه.)
از اولين خصوصيتهاي اين خبرنگاران بيادب تلويزيوني اينه كه هميشه با دوربين باز دنبال مردم ميفتن و اگر كسي علاقه نداشته باشه باهاشون همكلام شه يا تصويري ازش پخش شه، با كمال وقاحت، اون تيكه رو به عنوان جك و خنده و با حالتي حقبهجانب و تمسخرآميز پخش ميكنن كه نگاه كن طرف نخواسته با ما حرف بزنه.
اگر هم قضيه يه خورده پيچيدهتر باشه و فرد مصاحبهنشونده عصبي بشه و شروع كنه به داد و بيداد كه تصوير برندار، اين صحنهها رو به عنوان بيادبي شخص مصاحبهنشونده پخش ميكنند و اگر اون طرف كمي قلدر باشه و كار به برخورد فيزيكي ختم بشه كه ديگه نونشون تو روغن ميفته چرا كه قيافه مظلومي به خودشون ميگيرن و اين تصاوير رو به عنوان سختي كار خبرنگاري به نمايش ميگذارند.
دوم اينكه اگر كسي هم پيدا بشه كه باهاش مصاحبه كنن و اگر حرفهايي غير حرفهايي كه ميخوان بزنه، يا حرف ميذارن دهنش، يا تيكههاي مخصوصيش رو پخش ميكنن و يا پخشش نميكنن.
سوم اينكه اصلاً طرز برخورد با مردم رو بلد نيستند. مثلاً اون باري يكي شون داشت گزارشي از روز برفي ارائه ميكرد رفت سمت يك زن و شوهر مسن كه با بچهها و نوههاشون خوشحال و خندان اومده بودن تو برف قدم بزنن. با دوربين باز رفت سمتشون و بدون اينكه بپرسه كه آيا مايل به مصاحبه هستيد يا نه، نه گذاشت، نه برداشت، برگشت گفت: " مادر! ميبينم با اين سن و سال، تو اين برف اومدين بيرون چيكار!!؟" (با تمسخر و تعجب بخونيدش) زن و شوهر هم كه اولش شاد و شنگول لبخندزنان بودن و مراقب بودن كه سر نخورن، با اين جمله يه مقدار خودشون رو جمع و جور كردن و شوهره هم كه آرنج خانومش رو گرفته بود كه مبادا سر بخوره، دست خانومش رو رها كرد و از كادر دوربين به نشونه اعتراض رفت بيرون و نشون بده زنش ميتونه روپاش وايسه.
خلاصه اينكه خيلي نمكبه حرومن. من كه راضي نيستم از مالياتم و نفت مملكتم، ريالي و قطرهاي به دستشون برسه (كه متأسفانه بيشتر از اين حرفا ميرسه.)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازگويه انديشه شما: