۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

از گربه‌هاي مادربزرگ تا حريم خصوصي افراد

به طور اتفاقي اين مطلب رو در وبلاگ "دادخواهي حيوانات از انسانها" خوندم. اگرچه موضوع در شهريورماه امسال اتفاق افتاده و قديمه اما قابل توجهه. خلاصه‌اش اينجوريه كه يك خانومي 65 ساله، تو خونه‌اش گربه نگه مي‌داشته گويا يكي از همسايه‌ها ناراضي بوده و با كمك مأموران شهر‌داري و با كاركنان صداوسيما، با دوز و كلك (به هواي تعمير كولر) وارد خونه اين خانوم مي‌شن و بدون حكم قانوني و مجوز خاصي، كل خونه‌اش رو به هم ميريزن و گربه‌هاش رو تو گوني ميكنن و ...
گويا برنامه "در شهر" شبكه پنج هم با بلاهت و وقاحت تمام، اين صحنه‌ها رو نشون داده و علاوه بر نشان دادن چهره اين خانوم به عنوان متهم اصلي، سعي كرده اثبات كنه كه اين خونه، منبع آلودگي بوده و ...
خيلي جالب‌تره كه روزنامه جام جم خواسته قضيه رو سمبل كنه و با استفاده از يه تيتر لوس و بي‌نمك، سعي كرده قضيه رو خيلي ساده جلوه بده و البته تو متنش، به اين خانوم لقب رواني هم داده و يه 10-15سالي سنش رو برده بالا.

و روزنامه اعتماد، همين خبر رو پوشش داده از منظر مذمت تجاوز به حريم خصوصي افراد و عمل قبح صداوسيما و دلجويي از اون خانم بيچاره كه كارش قابل تقديره.
 
البته تو مملكتي كه كارهاي غيرقانوني بزرگتر از اين انجام مي‌شه و دست كسي به جايي بند نيست و تجاوز به حريم خصوصي افراد و عدم رعايت حقوق شهروندي (چه اجتماعي و چه فردي) تقريباً يه امر بلافصل در زندگي مردمان اين سرزمين در اومده، يه همچين اتفاقي مخصوصاً تو اين ايام كودتايي، شايد به چشم نياد و البته به همين دليله كه خبرش اونقدرها گل نكرده بود اما من موندم تو فكر كه اين خبرنگارهاي صداوسيما از كجا اومدن و آيا شده حتي يكبار، سر كلاس اصول حرفه‌اي خبرنگاري بشينن يا نه؟ واقعاً من بي‌ادب‌تر و وقيح‌تر از خبرنگاران تلويزيون سراغ ندارم. خيلي دوست دارم يكبار، فقط يكبار يكشون بياد جلو من و تقاضاي مصاحبه كنه (تو هر زمينه و موضوعي) و من ازش بپرسم "واقعاً نون خوردن به چه قيمتي؟"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازگويه انديشه‌ شما: