به طور اتفاقي اين مطلب رو در وبلاگ "دادخواهي حيوانات از انسانها" خوندم. اگرچه موضوع در شهريورماه امسال اتفاق افتاده و قديمه اما قابل توجهه. خلاصهاش اينجوريه كه يك خانومي 65 ساله، تو خونهاش گربه نگه ميداشته گويا يكي از همسايهها ناراضي بوده و با كمك مأموران شهرداري و با كاركنان صداوسيما، با دوز و كلك (به هواي تعمير كولر) وارد خونه اين خانوم ميشن و بدون حكم قانوني و مجوز خاصي، كل خونهاش رو به هم ميريزن و گربههاش رو تو گوني ميكنن و ...
گويا برنامه "در شهر" شبكه پنج هم با بلاهت و وقاحت تمام، اين صحنهها رو نشون داده و علاوه بر نشان دادن چهره اين خانوم به عنوان متهم اصلي، سعي كرده اثبات كنه كه اين خونه، منبع آلودگي بوده و ...
خيلي جالبتره كه روزنامه جام جم خواسته قضيه رو سمبل كنه و با استفاده از يه تيتر لوس و بينمك، سعي كرده قضيه رو خيلي ساده جلوه بده و البته تو متنش، به اين خانوم لقب رواني هم داده و يه 10-15سالي سنش رو برده بالا.
و روزنامه اعتماد، همين خبر رو پوشش داده از منظر مذمت تجاوز به حريم خصوصي افراد و عمل قبح صداوسيما و دلجويي از اون خانم بيچاره كه كارش قابل تقديره.
البته تو مملكتي كه كارهاي غيرقانوني بزرگتر از اين انجام ميشه و دست كسي به جايي بند نيست و تجاوز به حريم خصوصي افراد و عدم رعايت حقوق شهروندي (چه اجتماعي و چه فردي) تقريباً يه امر بلافصل در زندگي مردمان اين سرزمين در اومده، يه همچين اتفاقي مخصوصاً تو اين ايام كودتايي، شايد به چشم نياد و البته به همين دليله كه خبرش اونقدرها گل نكرده بود اما من موندم تو فكر كه اين خبرنگارهاي صداوسيما از كجا اومدن و آيا شده حتي يكبار، سر كلاس اصول حرفهاي خبرنگاري بشينن يا نه؟ واقعاً من بيادبتر و وقيحتر از خبرنگاران تلويزيون سراغ ندارم. خيلي دوست دارم يكبار، فقط يكبار يكشون بياد جلو من و تقاضاي مصاحبه كنه (تو هر زمينه و موضوعي) و من ازش بپرسم "واقعاً نون خوردن به چه قيمتي؟"
گويا برنامه "در شهر" شبكه پنج هم با بلاهت و وقاحت تمام، اين صحنهها رو نشون داده و علاوه بر نشان دادن چهره اين خانوم به عنوان متهم اصلي، سعي كرده اثبات كنه كه اين خونه، منبع آلودگي بوده و ...
خيلي جالبتره كه روزنامه جام جم خواسته قضيه رو سمبل كنه و با استفاده از يه تيتر لوس و بينمك، سعي كرده قضيه رو خيلي ساده جلوه بده و البته تو متنش، به اين خانوم لقب رواني هم داده و يه 10-15سالي سنش رو برده بالا.
و روزنامه اعتماد، همين خبر رو پوشش داده از منظر مذمت تجاوز به حريم خصوصي افراد و عمل قبح صداوسيما و دلجويي از اون خانم بيچاره كه كارش قابل تقديره.
البته تو مملكتي كه كارهاي غيرقانوني بزرگتر از اين انجام ميشه و دست كسي به جايي بند نيست و تجاوز به حريم خصوصي افراد و عدم رعايت حقوق شهروندي (چه اجتماعي و چه فردي) تقريباً يه امر بلافصل در زندگي مردمان اين سرزمين در اومده، يه همچين اتفاقي مخصوصاً تو اين ايام كودتايي، شايد به چشم نياد و البته به همين دليله كه خبرش اونقدرها گل نكرده بود اما من موندم تو فكر كه اين خبرنگارهاي صداوسيما از كجا اومدن و آيا شده حتي يكبار، سر كلاس اصول حرفهاي خبرنگاري بشينن يا نه؟ واقعاً من بيادبتر و وقيحتر از خبرنگاران تلويزيون سراغ ندارم. خيلي دوست دارم يكبار، فقط يكبار يكشون بياد جلو من و تقاضاي مصاحبه كنه (تو هر زمينه و موضوعي) و من ازش بپرسم "واقعاً نون خوردن به چه قيمتي؟"
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
بازگويه انديشه شما: